ابو القاسم راز شيرازى

479

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

كه واجب نباشد بذل آن ، يا به منع ضررى كه واجب نباشد منع آن ؛ و اوّل كه بذل نفع است ، يا به بذل نفس است آن را شجاعت نامند ، يا به بذل مال است و آنچه « نايب مناب » « 30 » مال است و آن را جود نامند ؛ و اين دو ، امر وجودى مىباشند ؛ و ثانى كه منع ضرر است ، يا با قدرت است بر اضرار ، آن را صفح و عفو گويند ، و يا با عدم قدرت است ، آن را نسيان گويند ؛ و اين دو ، امر عدمى مىباشند ؛ و اين ، اوصاف مرد عارف صاحب ولايت است » . و از حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - وارد است آنكه فرمود : « هؤلاء امّتي لا تدخل الجنّة بصلاة و لا صيام و لكن دخولهم لسخاء الانفس و سلامة الصّدر و الصّفح للمسلمين » « 31 » . و در كتاب « رجال كبير » « 32 » ، از « محمّد بن سنان » ، از جمعى ديگر از اهل « كوفه » مروىّ است كه : « نوشتند به سوى حضرت صادق عليه السّلام آنكه « مفضّل » « 33 » ، مجالست مىنمايد با اصحاب كبوتر و طايفه‌اى كه شراب‌خوارند ،

--> - وارد كرده « امام فخر الدّين رازى » است ، و جناب « خواجه نصير الدّين » شرح خود را در ردّ بسيارى از ايرادات « امام فخر رازى » نوشته است ، و خواجه ، خود نوشته است كه من اين كتاب را در مدّت بيست سال نوشته‌ام : ( براى توضيح بيشتر به همان كتاب « احوال و آثار خواجه نصير » صفحهء 433 تا 436 رجوع شود ) . ( 30 ) - قائم‌مقام و جانشين ( 31 ) - اين امّت من به نماز و روزه به بهشت نمىروند ، بلكه دخول ايشان به بهشت ، به واسطهء سخاى نفس‌ها و سلامت صدر ( بىكينه بودن ) و گذشت نسبت به مسلمانان است : توضيح : قريب به مضمون حديث فوق ، حديثى است كه صاحب « مستدرك الوسائل » به نقل از كتاب « لبّ اللّباب » شيخ « قطب راوندى » ( ره ) آورده است : « سئل رسول اللّه ( ص ) عن القلب السّليم ، فقال : هذا قلب من لا يدخل الجنّة بكثرة الصّلاة و الصّيام و لكن يدخلها برحمة اللّه و سلامة الصّدر و سخاوة النّفس و الشّفقة على المسلمين » : « مستدرك الوسائل » 15 : حديث 18182 - 21 ( 32 ) - موسوم به « منهج المقال » از « ميرزا محمّد استرآبادى » است : « الذّريعة » 6 : 225 ، 23 : 198 ( 33 ) - از خواصّ اصحاب حضرت امام صادق و حضرت امام كاظم عليهما السّلام بوده است . « توحيد مفضّل » كه حديثى طولانى در بيان عجائب خلقت است ، از احاديثى است كه آن جناب از حضرت صادق نقل نموده ، و به نظر مىرسد كه از اصحاب سرّ آن حضرت نيز بوده است ؛ چه ، حديث « مفضّل » كه حضرت « راز » آن را در -